الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

183

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

ميان مردم برپا خاست و ضمن اعلان خبر مرگ عثمان بن عفان و بر شمردن نام قاتلان او و دشنام دادن به ايشان ، كشتن او را به على ( ع ) و يارانش نسبت داد و گفت كه على مردم را با زور به بيعت خود واداشت و از جمله چنين گفت : اى مسلمانان ! خداوند شما را به نعمت ام المؤمنين عايشه مخصوص گردانيده است و شما حق قرابت و منزلتش را در پيشگاه پيامبر مىشناسيد ، و مىدانيد كه منزلت پدرش در اسلام چيست . اينك آن بانو گواهى مىدهد كه ما در آنچه به شما خبر داده‌ايم ، دروغ نگفته‌ايم و در آنچه شما را به آن فرا مىخوانيم قصد فريب شما را نداريم كه مىگوييم با على بن ابى طالب و ياران او كه از حق برگشته‌اند جنگ و جهاد كنيد و ما در جستجوى پادشاهى و خلافت نيستيم ولى شما را بر حذر مىداريم كه مبادا مغلوب شويد و در مورد وصول به حق كوتاهى كنيد و ما اميدواريم كه شما در راه اطاعت از خدا و صلاح كار اين امت ما را يارى دهيد . پس من شايسته‌ترين كس هستم كه بايد در مصلحت مسلمين بينديشم و اندوه كار ايشان را بخورم . على هم اگر بخواهد براستى مادر شما [ عايشه ] را يارى دهد بايد از خلافت كناره‌گيرى كند تا مردم هر كه را براى خود مىپسندند به خلافت برگزينند . مردم بصره گفتند : آفرين و درود بر تو و خوشامد بر ام المؤمنين ! و سپاس خداوند را كه ما را به وجود او گرامى داشت و شما هم مورد رضايت و اعتماد ماييد و جانهاى ما در راه شما بخشيده شده است و در راه خشنودى و فرمانبردارى از شما تا پاى مرگ ايستاده‌ايم . آنگاه پيش عايشه رفتند و بر او سلام دادند و گفتند : مىدانيم كه مادر ما فقط به سبب اعتمادى كه به ما داشته پيش ما آمده است و او خواهان اصلاح و حفظ خونها و خاموش كردن آتش فتنه‌ها و ايجاد الفت ميان مسلمانان است و ما منتظر فرمان او در اين باره هستيم و اگر كسى از فرمان او سرپيچى كند با او جنگ مىكنيم تا تسليم حق شود . چون اين گفتگوى طلحه با مردم بصره به اطلاع عبد الله بن حكيم تميمى رسيد پيش او رفت و گفت : اى طلحه ! اينها نامه‌هاى توست كه به دست ما رسيده و حاكى از عيبهايى است كه تو بر او [ عثمان ] گرفته‌اى و اطلاع داريم كه تو مردم را بر او شوراندى تا كشته شد و سپس در زمرهء گروهى از مردم با على بيعت كردى و چنين خبر دارم كه بدون اينكه بدعتى از على سر زده باشد پيمان او را شكستى و بيعت او را گسستى .